استاد كوزه گري بود كه خيلي با تجربه بود و كوزه هاي لعابي كه مي ساخت خيلي مشتري داشت .
شاگردي نزد وي كار مي كرد كه زرنگ بود و استاد به او علاقه داشت و تمام تجربه هاي كاري خود را به او ياد داد .
شاگرد وقتي تمام كارها را ياد گرفت . شروع به ايراد گرفتن كرد و گفت مزد من كم است . و كم كم زمزمه كرد كه من مي توانم بروم وبراي خودم كارگاهي راه اندازي كنم و كلي فايده ببرم .

برچسب: فوت كوزه گري,فوت کوزه گری آشپزی,فوت کوزه گری قرمه سبزی,فوت کوزه گری کباب کوبیده,فوت کوزه گری لازانیا,فوت کوزه گری پیتزا,فوت کوزه گری فلافل,فوت کوزه گری به انگلیسی,فوت کوزه گری ته چین,فوت کوزه گری در آشپزی,
نویسنده: بردیا صادقی