سام نريمان، امير زابل و از پهلوانان سر آمد ايران زمين بود وليكن فرزندي نداشت .
سالها گذشت و خداوند به وي فرزندي داد . كودكي سفيد و سرخ و زيبا رو وليكن با موهاي سفيد همچون موهاي پيرمردان .
كسي جرات نمي كرد كه اين خبر را به سام برساند ، تا اينكه دايه كودك كه زني شيردل بود به نزد سام رفت و گفت : اين روز بر سام فرخنده باشد كه آنچه از خداوند مي خواستي به تو عطا كرد . بيا و فرزندت را ببين كه تمامي اندام او زيبا است و هيچ زشتي در او نخواهي ديد ، تنها همانند آهو موي سفيد دارد . اي پهلوان بخت تو اينگونه بود و نبايد دلرا غمگين كني .

برچسب: سیمرغ و زال,سيمرغ و زال,داستان سیمرغ و زال,شعر سیمرغ و زال,داستان سيمرغ و زال,اشنایی سیمرغ و زال,سیمرغ زال,دانلود آهنگ سیمرغ و زال,سیمرغ و زال همایون شجریان,نقاشی سیمرغ و زال,
نویسنده: بردیا صادقی